توانمندسازی تدریس اساتید علوم ورزشی: نقش هوش معنوی و سازمانی
صفحه 1-17
https://doi.org/10.22034/jsusu.2024.2028102.1024
کریم زهره وندیان، فرشته ابراهیمی
چکیده هدف از انجام این پژوهش، بررسی نقش هوش معنوی و سازمانی در توانمندی تدریس در اعضای هیأت علمی علوم ورزشی است. جامعه تحقیق شامل اعضای هیأت علمی رشته علوم ورزشی دانشگاههای ایران است. نمونه تحقیق بصورت تصادفی از جامعه (تعداد 257 نفر) انتخاب شده است. این تحقیق یک تحقیق توصیفی- همبستگی است که از تکنیک تحلیل مسیر استفاده شده است. برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد هوش معنوی و هوش سازمانی و توانمندی تدریس استفاده شد؛ جهت تعیین روایی ابزار پژوهش از پانل متخصصان (15 نفر) استفاده شد. همچنین، بررسی پایایی پرسشنامهها توسط آلفای کرونباخ انجام شد. آلفای کرونباخ محاسبه شده پرسشنامه هوش معنوی برابر 81/0 و پرسشنامه هوش سازمانی 78/0 و پرسشنامه توانمندی تدریس82/0 بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها نیز از آمار توصیفی و آمار استنباطی در نرم افزار اس.پی.اس.اس[1] ورژن 15 و لیزرل[2] استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که بین توانمندی تدریس با هوش معنوی (ضریب اثر=62/0 و 78/7t=) و هوش سازمانی (ضریب اثر=31/0 و 36/2t=) ارتباط معناداری وجود دارد. همچنین مدل ساختاری متغیرهای پژوهش دارای برازش مطلوبی است. براساس نتایج میتوان گفت که شاید برنامههای رشد معنویت و نیز آگاهی اعضای هیأت علمی از نقش و اهمیت هوش سازمانی و ابعاد آن مسیری برای رشد اعضای هیأت علمی باشد. بنابراین تقویت هوش معنوی و سازمانی با برنامهریزیهای آموزشی مناسب میتواند گام مؤثری برای ارتقای توانمندیهای اعضای هیأت علمی و بدنبال آن اثربخشی بیشتر آنان باشد.
بررسی امکان ایجاد محرمیت در فرزندخواندگی برای رفع حرج، طبق قاعدهی لاحرج
https://doi.org/10.22034/jsusu.2024.2021286.1012
سجاد صفاخیل، سید علی محمد موسوی
چکیده وقتی خانواده ای، فرزندی را به فرزندخواندگی قبول میکنند تا زمانی که بین آنان و فرزندخوانده، ایجاد محرمیت صورت نپذیرد، اینها در عسر و حرج هستند؛ زیرا طرفین نمیتوانند در جمع خودشان احساس آرامش و راحتی داشته باشند؛ به خاطر اینکه به یکدیگر محرم نمیباشند. فلذا برخی از فقهای معاصر (مانند آیت الله صانعی) معتقدند که برای رفع این این عسر و حرج میتوان به قاعده لاحرج تمسک جست و بین طرفین ایجاد محرمیت برقرار نمود. متاسفانه بخشی از مردم نیز برای حل مشکل محرمیت و راحتی کار خودشان، این مورد را از مصادیق این قاعده دانسته و با تمسک به آن، در مواجهه خود با فرزندخوانده، بنا را بر محرمیت گذاشتهاند و همین مساله ضرورت پرداختن به این امر را بیشتر میکند. در این پژوهش با روش تحلیلی- توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانهای؛ دلایل قائلین به این مسأله مورد بررسی و نقد قرار گرفته است و نشان داده شده که اولا چون قاعده لاحرج در احکام وضعی جریان ندارد؛ و ثانیا اختصاص به رفع حکم وجوبی دارد و حرمت لمس و نگاه طرفین را رفع نمی کند؛ در نتیجه نمیتواند عدم محرمیت را از بین ببرد و بین فرزندخوانده و فرزندپذیر محرمیت ایجاد نماید. بنابراین برای ایجاد محرمیت لازم است که از دیگر طرق پیش بینی شده در فقه (مانند رضاع، صیغه محرمیت و ... )، کمک گرفت.
